موفقیت پایدار از سه ضلع تشکیل میشود:
دانش (Knowledge) + مهارت (Skills) + نگرش (Attitude)
اگر یکی از این سه ضعیف باشد، موفقیت شکننده میشود.
چرا شکل مثلث انتخاب شده است؟
در هندسه، مثلث پایدارترین شکل سازهای است. اگر یکی از اضلاع ضعیف شود، کل سازه ناپایدار میشود.
در رشد فردی نیز همین اتفاق رخ میدهد.
ضلع اول: KNOWLEDGE
دانش
پایه مثلث است.
یعنی:
- اطلاعات
- مفاهیم
- نظریهها
- اصول
- حقایق
دانش در واقع برای پاسخ این سؤال است:
«چه چیزی را میدانم؟»
مثلاً:
یک پزشک:
- فیزیولوژی را میداند
- بیماریها را میشناسد
یک کوچ:
- سوگیریهای شناختی را میشناسد
- مدلهای کوچینگ را میداند
یک مدیر:
- اصول مدیریت را میداند
اما دانش به تنهایی کافی نیست
بسیاری از افراد کتاب زیاد میخوانند، دوره زیاد میگذرانند، اما تغییر چندانی در زندگیشان رخ نمیدهد.
چرا؟
چون دانش هنوز به مهارت تبدیل نشده است.
دانش بیشتر با حافظه، یادگیری و ذخیره اطلاعات مرتبط است؛ اما موفقیت فقط به دانستن وابسته نیست.
ضلع دوم: SKILLS
مهارت
مهارت یعنی قابلیت پاسخ به این سؤال :
«چه کاری میتوانم انجام دهم؟»
مثال:
دانش:
«میدانم ارتباط مؤثر مهم است.»
مهارت:
«میتوانم ارتباط مؤثر برقرار کنم.»
دانش:
«میدانم ورزش مفید است.»
مهارت:
«میتوانم برنامه ورزشی را اجرا کنم.»
تفاوت دانش و مهارت چیست؟
دانش:
شنا کردن را توضیح میدهد.
مهارت:
وارد آب میشود و شنا میکند.
مهارت حاصل تمرین، تکرار و نوروپلاستیسیته مغز است.
هر بار که مهارتی را تمرین میکنیم، اتصالات عصبی قویتر میشوند.
امروزه پژوهشها نشان میدهند که مهارتهایی مانند:
- حل مسئله
- تفکر انتقادی
- هوش هیجانی
- ارتباط مؤثر
- تصمیمگیری
از بسیاری از اطلاعات حفظی مهمتر شدهاند.
ضلع سوم: ATTITUDE
نگرش
این ضلع معمولاً مهمترین بخش موفقیت است.
نگرش برای پاسخ این سؤال است:
«چگونه به خودم، دیگران و دنیا نگاه میکنم؟»
نگرش چیست؟
نگرش مجموعهای از باورها، ارزشها، انتظارات و تفسیرها است.
دو نفر را تصور کنید:
هر دو:
- دانش یکسان
- مهارت یکسان
دارند.
فرد اول:
«اگر شکست بخورم یعنی بیارزشم.»
فرد دوم:
«شکست بخشی از فرایند یادگیری است.»
نتایج زندگی این دو نفر احتمالاً بسیار متفاوت خواهد بود.
نگرش تحت تأثیر باورهای بنیادین، طرحوارهها، سوگیریهای شناختی و تجربههای گذشته شکل میگیرد.
چرا نگرش مهمترین ضلع است؟
زیرا نگرش تعیین میکند:
- آیا دانش را یاد میگیری؟
- آیا مهارت را تمرین میکنی؟
- آیا پس از شکست ادامه میدهی؟
دانش بدون نگرش منجر به تعلل میشود.
مهارت بدون نگرش منجر به رها کردن مسیر میشود.
تحلیل کوچینگی مثلث موفقیت
در کوچینگ حرفهای معمولاً وقتی مراجع در جایی گیر کرده است، ابتدا بررسی میکنیم که مسئله مربوط به کدام ضلع است؟
اگر مشکل دانشی باشد:
فرد نمیداند چه باید بکند.
سؤال کوچ:
«چه چیزی را هنوز نمیدانی؟»
اگر مشکل مهارتی باشد:
فرد میداند اما نمیتواند اجرا کند.
سؤال کوچ:
«چه مهارتی نیاز به تمرین دارد؟»
اگر مشکل نگرشی باشد:
فرد میداند و میتواند، اما انجام نمیدهد.
سؤال کوچ:
«چه باور یا نگرشی مانع حرکت تو شده است؟»
Knowledge
دانستن
«میدانم سوگیری شناختی چیست.»
Skills
توانایی تشخیص آن
«میتوانم سوگیری را در لحظه شناسایی کنم.»
Attitude
نگرش یادگیرنده
«حاضرم احتمال اشتباه کردن ذهن خودم را بپذیرم.»
نکتهای که معمولاً فراموش میشود
بسیاری از افراد تصور میکنند:
موفقیت = دانش + مهارت
اما نگرش اغلب تعیین میکند که دانش و مهارت اصلاً به کار گرفته شوند یا نه.
اینها جایگاه مراجع را در مسیر تغییر را نشان میدهند.
از نگاه کوچینگ :
- فرد ابتدا در مرحله «نمیدانم که نمیدانم» است.
- آگاهی ایجاد میشود.
- وارد تفکر درباره تغییر میشود.
- از منطقه امن خارج میشود.
- ترس و مقاومت را تجربه میکند.
- دانش کسب میکند.
- مهارت تمرین میکند.
- چند شکست و آزمایش را پشت سر میگذارد.
- تصمیم میگیرد ادامه دهد.
- رفتار جدید تثبیت میشود.
- هویت جدید شکل میگیرد.
و اینها شاید مهمترین نکتههالی باشند که ما میآموزند تغییر یک رویداد نیست؛ یک فرایند است.
در کوچینگ حرفهای، بسیاری از افراد فکر میکنند مشکلشان «کمبود انگیزه» است؛ در حالی که اغلب فقط در یکی از مراحل طبیعی فرایند تغییر قرار گرفتهاند و هنوز به مرحله بعد نرسیدهاند. شناخت این مراحل، هم برای کوچ و هم برای مراجع، باعث میشود مسیر تغییر قابلفهمتر، انسانیتر و پایدارتر شود.
به همین دلیل در کوچینگ تحولآفرین معمولاً عمیقترین کار روی ضلع سوم انجام میشود؛ زیرا باورها، طرز فکر، هویت و نگرش فرد هستند که مشخص میکنند دانستهها و تواناییهای او به نتایج واقعی تبدیل شوند یا خیر.
از نگاه کوچینگ میتوان این مثلث را به شکل زیر بازنویسی کرد:
دانش = چه میدانم؟
مهارت = چه میتوانم انجام دهم؟
نگرش = چه کسی فکر میکنم هستم؟
و اغلب پاسخ سؤال سوم است که سرنوشت دو ضلع دیگر را تعیین میکند.